بدون عنوان
دخملی جونم ببخشید که مامی خیلی تنبل شدم خیلی وقت بود به وبلاگت سر نزدم آخه این روزا خیلی
وروجک شدی ومامی باید همش
مواظبت باشم که بلایی سر خودت نیاری
چند وقت پیش دسته جمعی به همراه عمه ها و عزیز جون وباباجون ودایی رفتیم یه
مسافرت در واقع تمام شهرهای شمالی واز اونور اربیل وآستارا وسرعین وخلخال .....خلاصه از همه شهرا
رد شدیم یه هفته ای شد خیلی خیلی خوش گذشت مخصوصا به النا خانومی که اونجا با دختر عمشو
پسر عمه هاش حسابی کیف کرد روز اول رفتیم دریا که من اول فکر کردم شاید النا از آب بترسه وقتی
بابا مرتضی بردتش تو آب اول یه خورده ترسید ولی بعد دیگه نمیشد از آب بیرون بیاریمش خلاصه وروجکی
شده بود اونجا واسه خودش اینم یه عکس که النا سوار کول پسر عمش شده که اسمش محمد رضاست
ولی این وروجک بهش میگفت ممد 

اینجا هم میخواستیم بیاریمت بیرون که نمیومدی

فرداش هم رفتیم آستارا که خیلی شهر قشنگی بود اونجا واسه النا جون یه لباس محلی خریدیم که
بهش خیلی میومد 


بدون عنوان
